من و تو

 


سلام من اومدم همه خوبید ؟ببخشید یک مدت جیم زده بودیم آخه گرفتار بودم !!! تو این مدت خیلی اتفاقها افتاد:
- یک دوست عزیز رو از دست دادیم که خیلی سخت بود و مثل اینکه شما اینجا یادتون رفته بود یک تسلیت کوچولو هم شده بگید!!!
- موضوع عوض شده و فکر میکنم درباره انواع عشق!!! و چند طرفه بودن اون هست!!!
یک پیشنهاد:
بچه ها بهتر نیست تفکرات خودمون رو اینجا انعکاس بدیم تا چیزهایی که تفکرات خود ما نیست هر چند شاید خیلی شبیه باشه.
یک سئوال:
چرا همه موضوع ها به عشق و عاشقی ختم میشه؟؟؟ چرا اول خودمون(من وتو) رو برای هم تشریح و حتی توجیح!!! نمیکنیم.
* چون به نظر من اول شناخت و توقعات رو بدانیم خیلی بهتره تا مستقیم بریم و بگیم من عاشقت شدم!!!
-------------------------------
اما موضوع اصلی:( اگه درست فهمیده باشم و موضوع همین باشه!!!)
به نظر من هر عشقی میتونه یکطرفه باشه و نمیتوانیم با قاطعیت بگیم چون من عاشقش پش اون هم منو دوست داره و ترجیح میدهم فقط به حرفهای اون بسنده نکنم و حداقل یک کم هم به حرکات و رفتار هم توجه کنم.(اینجور بهتر نیست؟؟؟)
چه دلیلی داره هر دوستی حتی در حد عالی به عاشقی منجر بشه ؟ نه میخوام جواب منو بدبد؟ به نظر من دوستی هر چقدر هم خوب باشه ولی وقتی به شناخت نرسه کاملا بی نتیجه هست...
من همیشه ترجیح میدهم اینقدر شناخت پیدا کنم که بدونم با کی دوست هستم و ارزش دوستی داره و بعد اونوقت به خودم جرات عاشقی!!! بدهم. چه بسیار عاشقی هایی که کاملا یکطرفه بوده و فقط به حرفهای همدیگر اکتفا میکردند و سعی در شناخت هم نداشتند و خب که آخر این برنامه ها مشخص هست. یکی میذاره میره و اون یکی هم میمونه با اون دل .............. .
نمی دونم دیگه چی بگم چون دقیقا نمی دونم مو ضوع چیه یا شاید هم یادم رفته چه طوری باید بنویسم!!!
-------------------------------
یک چیز دیگه:
هیچوقت از روی احساس پی به اون نتیجه نبرید که (تو) عاشق شماست پس شما هم باید جونتون رو براش بذارید.آخر خوبی پیشبینی نمیکنم!!!
------------------------------
خدایی اگه من نبودم اینجا رو کی مصور میکرد!!!!!!!!!!!!!!
-------------------------------
فدای همه شما(احسان مصور)
+ . ; ٢:۳٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۱ مهر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()