من و تو

 

حاج حسین
خوب مثل اينکه نوبت منه تا نظرم رو در مورد خودم و روابط دوستانه ام بدم. ولي اول مي خوام به دوتا نکته اشاره کنم اول اينکه ما ايراني ها ( جاهاي ديگه رو نمي دونم ) وقتي بخواييم از خودمون حرف بزنيم خيلي کم به نيمه خاليه ليوان نگاه ميکنيم! بعدشم من نمي دونم چرا تمام دوستان وقتي در مورد روابطشون حرف ميزنن به جنس دوستشون هم اشاره ميکنن؟! درحالي که خودشون ادعا دارن در روابطشون جنس براشون اهمييت نداره!! ( فکر کنم اين يه تناقض آشکار باشه! ) .... بگذريم
مي خوام يکم از خودم بگم. من اخلاق خوب و بد زياد دارم که خيلي هاشون رو نمي دونم خوبن يا بدن ( چون تعريف کاملي از خوب بودن و بد بودن نداريم. اين شرايطه که خوب و بد رو بوجود مياره ) ي نمونش اينه که خيلي رکم، البته رک بودن با توهين کردن فرق ميکنه يا اينکه خيلي زود به دوستام اعتماد مي کنم و سفره دلمو واسشون باز ميکنم يا مثلا سعي ميکنم هميشه تو دوستي هام به بقيه انرڗيه مثبت بدم يا اينکه هيچوقت کينه اي نيستم شايد ي موضوعي باعث بشه از يکي دلخور بشم ي چند روزي ازش فرار کنم ولي يواش يواش فراموش ميکنم که چه اتفاقي افتاده، سعي ميکنم دروغ نگم ( نه اينکه اصلا نگم ) يا سعي ميکنم صادق باشم يا از دوستيمون سوءاستفاده نکنم خوب تو اين سعي کردن ها ي وقتايي ي سري لغزشم دارم که بعضي هاش خيلي بزرگه ولي هميشه سعيم بر اينه که بهتر بشم . بقول دکتر زرين کوب « پرنده اگر بپرد دزست است که به اوج نمي رسد ولي اونقدر هست که از دام دور باشد » دوستامم از همه قشري هستن. الانم نمي دونم ديگه چي بايد بگم بحث که گرم تر شد ادامه ميدم.
ي صحبتم دارم با سميرا خانوم اونم اينه که چه عيبي داره در مورد سياستم صحبت بشه؟! مگه غير از اينه که تو اين مملکت 80 درصد زندگيمون بستگي به سياست داره؟!
فعلا.
+ . ; ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()