من و تو

سمانه

متاسفانه بعضي از ما ادمها جنبه محبت و مهرباني را نداريم,اونقدر كمبود در اين زمينه داريم كه تا يكي بهمون محبت مي كنه سريع فكرمون جهت دار ميشه!!!
دوست دارم وقتي با يكي دوست ميشم هر دو با هم روي دوستيمون مايه بگذاريم و بهش ارج دهيم!قدر محبت همديگر را بدانيم و رو راست باشيم!!
دوستي مي گفت "اگر فكر مي كنيد دوستيتون بي فايده است رهايش كنيد!" راستش از اين حرف خيلي بدم مياد! ما وقتي مي خواهيم به يكي محبت كنيم ميگيم اون به ما چه سودي مي رسونه! يا از اين محبت چه چيزي گير ما مياد!!! تا حالا شده بگيم بابا بي خيال خودم؟! خيلي سخته ها! من امتحان كردم! انگار توي گلوي ادم مي مونه! همش ادم دوست داره بگه من فداكاري كردم! نمي دونم مي فهمي چي مي خواهم بگم يا نه! 2-3 شب پيش توي شب بخير تهران يه پسر (خوشگلوخوش تيپ, اقا!) با يه 2ختر(كور و كر)كه مي خواستند ازدواج كنند را نشان داد! 2ختره از طريق نوشتن روي دستش مي تونست مطالب را درك كنه! مي فهمي يعني چي؟ البته 2ختره مي تونست حرف بزنه ! اما ... واقعا خوش به سعادت اون 2ختره كه شوهري داره كه از تمام زندگيش گذشته! اين يعني مرام يعني دوستي! ببينم تو چه جوري هستي؟ !!
حالا يه کم هم در مورده نوشته های تو بگم!
حاج حسين حرفت درسته ! ما قصدمون اينه كه بين 2ختر و پسر تفاوت نگذاريم و چون متاسفانه توي جامعه ما تفاوت گذاشته شده ما مي خواهيم بيان كنيم كه اين فاصله ها پوچ و بي معنيه!در مورده 2 هم جنس شكر خدا مشكلي نيست توي جامعه ما! و به همين دليل ما سعي مي كنيم كه به طور بر جسته اشاره كنيم كه بابا باور كنيد اين فاصله ها همش پوچه!!!
احسان كاملا در اشتباهي , اگر دوستي رنگ واقعي داشته باشه يه دوست مي شه يه عضو خانواده در نظر ادم! اين تجربه براي من ثابت شده, هم 2ختر هم پسر(شرمنده حاج حسين!)
و پويا به نظر من خوب علی حق داشته! البته تا حدودی!!! من نمی دونم علی نديده بوده که سارا توی دانشگاه با پسرها چقدر می گرده و طرز برخوردش با اونها چه جوريه؟ اشتباهش سره شروع دوستی هم بوده!! اما اگر اين اتفاق برای من بيافته! سعی می کنم بر احساساتم مسلط بشم! البته سخته و وقت می بره اما زمان همه چيز را حل می کنه!
+ . ; ٢:۱٥ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٦ مهر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()