من و تو

يک سوال:

امیر:
از نظرات و راهنمایی هایی دوستانم درمورد مطلب قبلی ممنونم. نوشته های "سمانه خانم" نشون داد که چنین مواردی کم و بیش در بین دخترها هم هست. نوشته های گیرای "سمیرا خانم" هم بیان گر هدف بالا و اراده راسخ ایشون بود. "آقا احسان" هم ثابت کرد که به حرفاش معتقد هست.
البته این از فواید یه وب لاگ چند صدایی هست که افکار متفاوت ولی هم سویی درش بررسی میشه. (از دیگر فوایدش میشه این رو گفت که میتونند از همدیگه تعریف بکنند!!!!!).
اول اینو بگم که من در تایپ کردن فارسی خیلی خیلی کند هستم... رو همین حساب تا اونجایی که میشه کوتاه می نویسم.
اما مطلبی که این بار در موردش می نویسم بررسی همون دلایل فرهنگی هست. البته از دیدگاه خودم... منتظر نقدهای دوستان هستم.
اصلا آدم بد بینی نیستم ولی دلم نمیخواد چشممو رو حقایق ببندم... "سمیرا خانم" در نوشته هاشون خانواده رو عامل مهم در شکل گیری این دیدگاه نامناسب در بین پسرها و دخترها دونسته بودند... من نظرم اینه که جامعه عامل مهم دیگری هست.
مثالهای ساده ای رو میگم که خودشون بیانگر خیلی از حقایق هستند... وقتی در محیطی مثل دانشگاه تریای پسرها و دخترها جدا هست و حتی اطراف قسمت دخترها حصارفلزی هست... وقتی غذاخوری پسرها و دخترها جدا هست... وقتی محل نشستن پسرها و دخترها در کلاسها جدا هست... دیدن عباراتی نظیر "مخصوص خواهران" یا "مخصوص برادران" در مکانهایی مثل کتاب خانه ها حتی در آخرین مورد شنیدم که "اردوهای مختلط" رو هم ممنوع کرده اند.... همه اینها میتونه القا کننده چه طرز فکری باشه؟؟؟
با مسئولی در همین مورد گفتگویی داشتم... بهم جواب داد برو ببین بعضی از جاهای "تهران" چه خبره تا بفهمی
چرا از دادن "آزادی" بهتون ترس داریم!!!
شما چی در جواب می تونید بگین؟ آیا واقعا جامعه این طرز فکر رو القا می کنه یا تقصیر ما هست که مفهوم "آزادی" رو غلط فهمیدیم؟
خیلی ممنونم.... منتظر دیدگاه های شما هستم.

امیر
+ . ; ۳:٥۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٦ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()