من و تو

معرفی

اول از همه سلام
من خیلی وقته که دلم میخواد بیام و اینجا بنویسم اما واقعا فارسی تایپ کردن خیلی مشکله.خوب بگذریم من 22 سالمه ،دانشجو هستم واسمم شیرینه.من دوست دارم همونطور که سمیرا هم گفته از تجربه ها،احساسات وانتظاراتم از جنس"مقابل"بگم،اما اول بذارین یه چیزو خیلی راحت وخودمونی بگموآقا جان من الآن خودم بدجوری سردرگم هستم بنابر این اگه حرفام گنگ ومبهم از آب در اومد یا خیلی با هم در تضاد بود ببخشید.
من به عنوان مقدمه جملاتی رو که چند وقت پیش تو یکی از وبلاگها خوندم نقل میکنم:
برقص؛ گويی هيچ کس تو را نمی بيند؛"
بخوان؛ گويی هيچ کس تو را نمی شنود؛
عاشق شو؛ گويی هرگز به تو آسيبی نرسانده،
و زندگی کن؛ گويی بهشت همينجاست"
حالا فکر نکنین من هیچ موردی تو زندگیم نداشت،نه اتفاقا من از اون آدمهایی هستم که در ارتباط با جنس مقابل خیلی ضربه خوردم،اما،یکی از آدمایی هستم که واقعا معنی و ارزش عشق رو در اعماق وجودم احساس کردم وبرای همین جمله های بالا رو خیلی دوست دارم.
آقا جان خلاصه حرفم اینه که نبایدشرایط بد اجتماع یا یه تجربه بد باعث بشه که دیدمون نسبت به کل موضوع عوض بشه و........،ادامه در قسمتهای بعدی w
+ . ; ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()