من و تو

سمانه

فكر كنم قبل از اينكه بخواهيم خصوصيات شخص مورد علاقه مان را در نظر بگيريم,بايد فكر كنيم اصلا ما از دوستيمون چه انتظاري داريم؟
۱-اگر قصد ما ازدواج باشه كه خوب شخص ايدال مان را كه در اينده بهش احتياج داريم را بايد پيدا كنيم.
۲-اگر قصد ما تنها يه دوستي ساده(بي غل وغش) باشه مثل دوستي هايي كه ما هر كدوم با هم جنس خودمون داريم بايد دنبال يه كسي بگرديم كه تنها خصوصيات يه دوست را داشته باشد(همين كافيه نه؟!)
۳-اگر قصد ما لذتهاي جسماني باشه كه ديگه انتخابش از همه آسونتر است.نه؟!
با نظر امير موافق نيستم!چون به نظر من شناخت نسبت به جنس مخالف بد نيست,ميتونه به ادم در شناخت نسبت به كسي كه دراينده مي خواهي باهاش زندگي كني,كمك كنه.درسته كه هر كسي اخلاق خاص خودسو داره اما بالاخره يه سري خصوصيات هست كه وابسته به نوع جنس ادم است.به قول پوريا بد نيست ادم بدونه با كي طرفه.
بچه ها قصد از دوستي سكس نيست!عليرضا حرف خوبي زد.به نظر من اگر به راه دوم نوع دوستي ,يعني تنها پيدا كردن يه دوست خوب دست بزنيم ديگه با احساس جلو نميريم كه بعدا مشكل ايجاد بشه وطرف مقابل از عشق و .... زده بشه!اينجوري طرف مقابل را بهتر هم مي شناسي(چون احساسات در اقليت است)البته توي هر دوستي (حتي 2 هم جنس)هم احساسات وجود داره اما به اندازه خودش.در ضمن بهترين وجهش پيدا كردن يه دوست,يه همدم است.نظرت چيه؟
پاورقي:از نويسنده هاي عزيز خواهشمند است لطفا "كم گوي و گزيده گوي چون در!"آخه خسته شدم از بس خوندم!سميرا جان در ضمن اين ارشيو هم درست راستي كن ,نوشته ها زياد شده ها.
+ . ; ٥:۳٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۸ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()