من و تو

بحث از منطق

امیر:
از نوشته های "سمیرا خانم" خیلی لذت بردم با جسارت و صداقت واقعیت هایی رو که در ذهن داشتند زدند. و از نوشته های "شیرین خانم" هم خیلی لذت بردم با زیبایی و لطافت و سادگی نظرشون رو بیان کرده بودند.
من در نوشته قبلیم از ایده آل هایی سخن گفتم که اگر هر کدوم از اونها در وجود کسی باشه شایسته "احساس پاک" هستند… ولی منظور از این "احساس پاک" چیه؟ آیا اگر کسی این "احساس پاک" رو نسبت به کس دیگری داشته باشه کافیه که بخواد باهاش زندگی مشترک تشکیل بده؟
دز این مورد در آینده بیشتر حرف می زنم...
چیز هایی که در جواب سوالهای "سمیرا خانم" می خوام بگم فقط نظر خودم هست و اصلا این رو در مورد همه "آقایون" نمی گم…
این چند وقت خیلی در مورد سوالهای "سمیرا خانم" فکر کردم و چندین صفحه جواب نوشتم... ولی چون به نظر خودم جالب نشدند در وب لاگ نگذاشتمشون...
برای جواب سوالهای "سمیرا خانم" در کل یه بحث منطقی رو شروع می کنم.... 4 حالت مختلف (برای یک مرد با این فرض که "خانم y" گل هستند) رو که ممکنه در این جور برخوردها باشه رو از دید خودم بررسی میکنم منتظر نظرات زیبای دوستان هستم...
برای سادگی چند تا تعریف در ابتدا....
حرفهای "آقای x" رو در ابتدای آشنایی با " خانم y" رو میگم: "A".
حرفهای "آقای x" رو پس ازگذشت زمانی از آشنایی با " خانم y" و که با جمله آشنای " عزیزم سعی کن منطقی فکر کنی!!!" شروع می شه رو میگم: "B".
درست بودن و حقیقی بودن حرفهای "آقای x" رو میگم: "True=1".
غیر درست بودن و غیر حقیقی بودن حرفهای "آقای x" رو میگم: "False=0".
در نتیجه حالتهای قابل بررسی میشه AB=00, AB=01 ,AB=10, AB=11. و در این نوشته در مورد حالت 11 می نویسم و در مورد بقیه حالتها در آینده بیشتر حرف می زنم...
حالت 11:(از دید من) وقتی که پسری رابطه ای رو با یه دختر شروع می کنه این براش خیلی مهم هست که زود تو دل دختر خانم یه جایی پیدا بکنه... رو همین حساب خیلی زود شروع می کنه خودشو گول زدن و "ادای عاشقا" رو در اوردن چون "عشق" خیلی زیباست ... کم کم "پسر بیچاره!!" خودش هم باورش می شه که اره "عاشق شده" و این رو به "دختر بیچاره!!" هم القا می کنه.... از این به بعد هم "دختر خانم" و "آقا پسر" یه مدت زمانی رو طوفانی و پر حرارت می گذرونند و کم کم ماجرا جدی می شه و هر دوشون در این مورد جدی فکر می کنند تا اینکه یه کدوم به این نتیجه برسند که این رابطه اونقدر محکم نیست که بشه سختیهاشو تحمل کرد تا به "ازدواج" منجر بشه(به نظر شما چرا پایان خوش این دوستی باید "ازدواج" باشه؟)... حالا اینکه این یه نفر کدومشون هستند به خیلی از عوامل وابسته هست... من نظرم این هست که خیلی از خانم ها هم ممکنه به این نتیجه برسند و به"آقا پسر" بگند: "عزیزم سعی کن منطقی فکر کنی!!!" ولی اگر که این آمار تو پسر ها بیشتر هست شاید به این خاطر باشه که همین "آقا پسر" در آینده هم باید زندگی خودش رو بگردونه هم "دختر خانم" رو... رو همین حساب باید دور اندیش تر باشه و خیلی از عوامل رو در نظربگیره و شاید باید که " منطقی تر فکر کنه!!!" و از اونجایی که عشقشون از اول " خیلی واقعی" نبوده و بیشتر خودشونو گول زدند... این "عشق" اونقدر قدرت نداره که "آقا پسر" رو وادار بکنه که سختیها رو تحمل بکنه(آیا این فداکاری اصولا مورد قبول شما هست؟)... بیچاره ها تقصیر هیچ کدوم هم نیست... نا خواسته برای به دست اوردن چیز قشنگی با نام "عشق" باور غلطی رو به خودشون تحمیل کردند...
** شما "عشق" رو چی تعریف می کنید؟
***persianblog خراب بود نشد زودتر بگذارم.
****"سمانه خانم" فرموده بودند مختصر بنویسیم... شرمنده زیاد شد.
شاد باشید.
امیر
+ . ; ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()