من و تو

علی:

سلام واسه آخرين بار
ديشب با يکی از دخترهای دانشگاه داشتم چت می کرئم آخرش بهم گفتش که من آخرش نفهميدم که شما پسرا چی چی هستين.
فکر می کنم يکی از مشکلات ما همين باشه سر اينکه نمی فهميم اون يکی چيچی هستش.
تازه وقتی ميگيم جنس مخالف تازه جمعيت کره رمين رو فقط به دو قسمت تقسيم می کنيم حالا اين چنديد ميليارد نفر جنس مخالف فکر کنم از زير زمين تا آسمون با هم فرق دارن.
من می تونم به خودم ببالم که تونستم با جنس مخالف رفيق باشم دوست باشم بدمن اينکه عاشق بشم.
اما اينوکاملا متوجه شدم که به هيچ وجه دوستی و رفاقت با جنس مخالف از همون جنس دوستی با همجنس آدم نيستش همون طوری که عاشق شدن از جنس دوستی با جنس مخالف نيستش.
يکی از بدترين چيزا تو جامعه ما اينه که دوستی با جنس مخالف پذيرفته شده نيستش و مثل من بيچاره که تو دانشگاه همه بهم تيکه ميندازن و هر کدوم از عشاق عاشق پيشه دانشکده من رو به عنوان يه رقيب عشقی نگاه ميکنن نمی تونن درک کنن که من می تونم از اينکه يکی از دخترا که دوست منه(با دوست دختر اشتباه نشه) وقتی ازدواج کرد و خوشبخت شد من از شادی بال در بيارم و اصلا حسوديم نشه يا اينکه واسه يکی از پسرا کاری کنم که با يکی از دخترا که دوست منه بره و با هم باشن و با هم عاشق باشن.
البته اينطوری ها هم نيستش که آره من از اون آدمای عاقلی باشم که احساساتم رو قی کرده باشم و عُرق (اُرق؟؟) هم روش .
اتفاقا من بد جوری احساساتيم اونم خفن اما اونی که من عاشقش شدم اونم از اون عشقای داغ داغ که تو يه نظر رخ ميده چنان زد تو گوشم که هنوز دارم دور خودم ميچرخم. و بايد بهش بگم که دستت درد نکنه که خوب زدی .
فقط يه چيز اينکه مطمئنا دوستی با جنس مخالف با دوستی با يه هم جنس حداقل واسه من فرق داره.
تو دوستی با هم جنس هيچ نيازی نيستشکه احساساتو کنترل کنی . دوستت رو بقل می کنی وقتی بهت هديه می ده بوسش می کنی هيچ کس بهبت نمگه چرا وقتی که خانوادش رفتن مسافرت و تنهاست تو شبا ميری پيشش و پيش هم می خوابين اصلا اين سؤال ها واقعا بی معنا و مسخرست.
اما تو دوستی با يه جنس مخالف اگه يه بار عرض دانشگاه رو با هم قدم بزنين ديگه تموم... بقيش هم که ديگه پيش کش
{من دارم اين حرفا رو تز ديد خودم که يه پسرم ميزنما}
دوستی با يه پسر پر از لوتی گری و مرام کُشی هستش اما همين مرام گذاشتن واسه يه دختر به راحتی آدم رو ممکنه تز راه به در کنه.
درد دل واسه يه دختر خيلی ساده تر و دلپذير تره اما يه رفيق{پسر} اصلا مثل يه دختر نمی تونه گوش باشه . درد دل با خانوما از اونجايی که با اول با احساس برخورد می کنن بعدش با عقل خيلی مطلوب تره تا اينکه واسه يه پسر که اول عقل رو مياره جلو بعدش احساس رو.
ادبيات ما پسرا با ادبيات دخترا فرق داره:
قربونت؛ دمت قيژ ؛ مرامت و عشق؛ بگو جون اسمال؛ اين تن بميره.{حرفای منفی رو نمینویسم}
آخيييييييی؛ نازی؛ الهی؛ بميرم ؛ عزيزم{در هر دو کاربرد داره}؛ بد؛ لوس؛ پست.
من بيشتر در مورد دست بودن و رفاقت دوست دارم بنويسم چون با عشق شديدن مخالفم شايد فکر کنين از دفعه پيش سرخورده ام اما به نظرم عشق رو بايد يا عقل ساخت نه اينکه اجازه بدی بر اساس اتفاق يا شانس يا بر حسب يک نگاه دامنت از دست بره ووووو.
اما آخرش هم بگم ها اگه آدم با همه رفيق باشه و دوستايی داشته باشه که واسش جون بدن. خونواده ای داشته باشه که با تمام وجود دوستشون داشته باشه و با هيچ کس هچ مشکلی نداشته باشه ميشه تا وقتی زن نگيره جای دوست دختر خالی می مونه چون هر کدوم از اين دوستی ها از جنس های مختلفی هستن هيچ کدام در ديگری ارجحيت نداره و هيچ کدام شامل ديگری نميشه و هر کدوم فقط ميتونه جای خودش رو داشته باشه.
عشق مادری هيچ وقت نمی تونه جلوی ازدواج ياgf رو بگیره و یا محبت پدر هیچ وقت از جنس لوتی گری دوتا رفیق تو رفیق بازی هاشون نیستش.
ببخسید اینقده نوشتم اما هنوز خیلی حرف دارم از اینکه این همه پراکنده نوشتم ببخشید چون تو موضوعات مختلف خیلی حرف داشتم دلم می خواست از هر چیزی یهد خورده بگم.
فکر کنم به سؤالای سمیرا هم پاسخ ندادم نه؟؟؟؟؟
قربون همه
علی - ط
+ . ; ۳:٥۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()