من و تو

علی:

سلام
ممنون
خوب من الا در تاريخ جمعه ۱۸ مرداد به سر ميربم و دارم يه تو گوش ميدم امير:
اصولا شما از نوع روابط با "جنس مخالف" چه تعریف هایی درذهن خود دارید؟
رابطه را همونطوری که گفتن قبلا دوستان ميشه ۳ جور گفت. دوستی محض . ازدواج و زناشويی که به نظر من دوست دختر و پسر هم از همين نوع هستند. سوميش رابطه ای فقط جنسی که معمولا پای پول وسطه و هيچ نوع احساسی در ميان نيست

کدامیک از این حالتها را مناسب و کدام را نا مناسب می دانید؟
اولی که هميشه بايد باشه چون توی يه جامعه که هم زن هست و هم مرد مردم نميتونن با هم دشمن باشن مثلا تو يه بانک تو يه مدرسه اداره اينجور جاها همکار ها نبايد فقط همکار باشند بلکه بايد با عم دوست هم باشن دومی که معلومع چيه سومی رو در شرايط خاص جتما لازم ميشه و الا اسلام صيغه يا متعه نداشت حالا که اسلام هم از اين چيزا داره[رجوع شود به احکام صيغه و متعه که انجا فقط لذت مطرح است نه چيز ديگر.

آیا به این نکته معتقد هستید که: نوع برخوردتان در ارتباط با "جنس مخالف" باید مشابه با برخورد شما با سایر دوستان خودتان باشد؟
به نظر من بله حداقل از ادبيات متفاوتی بايد استفاده کرد.

تعریف شما از "عشق" در فرهنگ کلمات ذهنتان چیست؟
اين از اون سؤالاست ها اين سؤال از اون سؤال های زير ينايی که اگه تعريفش معلوم بشه ديگه همه حرفا تموم ميشه پس جوابش رو نميگم چون اگه بگم ديگه بايد در اين بلاگ رو بست.

آیا شما تصور می کنید که "عشق" مفاهیم متفاوتی رو در فرهنگ کلمات ذهن "دخترها و پسرها" داره؟
صد در صد مفاهيم محتلفی داره و الا اگه مثل يه قرارداداز پيش تعيين شده نا نوشته شده بود مثل اينکه هر نقسی وجود خدا رو قبول داره اينجا ديگه جای بحثی نبود و همه فطرتا می دونستن که چه برحوردی بايد داشته باشن.

فکر می کنید نوع نگاه به زندگی و برداشتهای درونی "دخترها و پسرها" چه فرقهایی با هم می کند؟
اگه جواب اين سؤال رو می دونستم ديگه مشکلی نداشتم درو نيات آدما خيلی با هم فرق داره. به اندازه تعداد آدما دنيا وجود داره و به اندازه تعداد دنيا ها X آدما برخورد متقابل وجود داره و به تعداد برحورد متقابل X شرايط زمان و مکاني [يه کميت پيوسته] برداشت های مختلف به وجود می ياد . حالا اين شد برداشت ها از اونجا که در يه کميت پيوسته ضرب شده بی نهايت جواب داره ؛ درو نيات هم پيش کش


متاسفانه من اينترنت ندارم و الان از دانشگاه دارم پيغام می زارم و الان منو می تدازن بيرون چون تو دانشکده رياضی هستم . اما با اجازه سميرا خانوم اينجا يه چيزی بگم:
من بايد از يکی معذرت خواهی کنم اگه اينجا اومد و اينا رو خوند من رو ببخشه لطفا.

ممنون
علی - ط
+ . ; ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()