من و تو

سمانه

حس!!!
" حس چيزه خوبيه,اما نه همه جا ! استفاده از اون بعضي جاها مايه دردسره.اما هميشه هم تحت كنترل نيست,كلا حس چيزيه كه كنترلش خيلي سخته."
"همه ما كه داريم اينجا يه جورايي وقتمون را مي گذاريم تا يه چيزي به بقيه بگيم,هيچ وقت خودمون هم نمي تونيم به حرف خودمون به طور كامل عمل كنيم چون حس داريم ,چون اون بعضي وقتها بي اجازه از ما,پيش قدم ميشه."
جواب كامراد را مي خواهم بدهم,سئوال اين بود:
'چرا بعضي ها با اولين حس(كه علي نمونشو گفت)به طرفشون ميرن و بعضي ها نميرن؟فكر كنيد كدومش درسته ؟ و عواقب بعد از اين شرايط چه هستن؟'
جواب : راستش بايد ديد چه زماني اين حس به درون ادم رسوخ ميكنه:
*1-وقتي ظاهر شخص را ميبيني(ماشين,پول,قيافه,تيپ,صورت,اندام...)كه فكر كنم علي از اين نوع باشه(بچه ها اشتباه نكنيد,اين مورد خيلي وقتها حتي تو زندگي خودمون هم اتفاق ميافته!)البته علي ميگه كه"متوجه شده كه از نظر فكري هم با هم ميخونن!"اما من باز همه مطمئن نيستم!اخه هيچ وقت ادم نمي تونه به طور كامل منطق و اخلاقش را روي صفحه بياره!(مي فهمي علي؟)علي من مي ترسم(اندازه يه دوست!)كه اوني كه عاشقشي با اوني كه تو ذهنت ساختي خيلي فرق داشته باشه!نه اينكه عقب بكشي,نه!اما ببين,بشناس(با عقل)كه چقدر بهت نزديكه,چقدر؟!
2-وقتي كه افكار و عقايد و منطق اون رو شناختي تازه احساس كني عاشقشي!(نگين امكان نداره,با اون روش دوستي كه گفتم امكان داره.باور كن!)واي كه چه حس خوبيه!بچه ها انكار نكنيد يه عاشق پر لذت ترين زندگي رو داره!
*به نظر من عشق از نوع اول كمتر پا بر جا مي مونه,اخه اگر طرف زشت باشه,خوش تيپ نباشه,پولدار نباشه,... مي شه باهاش ساخت ,اما اين كه منطق و عقل و فهمش با تو همخوني نداشته باشه,غير قابل تحمله!بچه ها باور كنيد ظاهر اونقدرها هم مهم نيست.باور كن احسان,حتي پدر و مادر ها هم اگر ببينن پسر اونقدر داره كه بتونه حداقل-هم سطح چيزي كه الان 2ختر داره-زندگي براش بسازه,نه نميگن,من از خانواده خودم مطمئنم!
اين جمله از خودمه:"عشق واقعي عشقي است كه تولدش به وسيله عقل و رشدش به وسيله احساس باشه."اين عشق گسستنی نيست!هست؟!
+ . ; ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()