من و تو

فصل اول

برداشت من از زندگی


بهتره از اول شروع كنيم ، اون عقب عقبا ،‌اون موقع كه ديگه الان يادم نيست!بهتره از دبيرستان شروع كنم چون درباره قبلش نوشتن زياد مهم نيست( بچگي هم عالمي دارد، مداد رنگي و دفتر نقاشي و ...)
پانزده ، شانزده سالم بود ، فكر ميكردم اوج زندگيم همين الانه ، اون موقع برداشتم اين بود كه تنها چيزي كه حال ميده خوشگذروني و دختر بازيه و ... هست.
هيچوقت يادم نميره اين يكي از سخنان اين حضرت مي باشد ، البته در اون موقع(ببخشيد كمي راحت حرف ميزنم شما به بزرگي خودتون ببخشيد):
((زندگي چيزي است كه در چوز بايدش كرد))
آره سطح فكر پايين و شور نو جواني .فقط فكر ميكردم زندگي يعني رفيق بازي و... .
هيچوقت يادم نمي ره اگه كسي حرف زور به من ميزد كوتاه نمي اومدم و حتما عكس العمل نشون ميدادم.
فقط فكر ميكردم دوستي با دختر يعني ... در رو(ببخشيد)، برداشتم از عشق اين بود كه دوتا آدم فقط از قيافه هم خوششون مياد يعني عاشقن!!!(احمقانه بود ، نه؟)
بعله اين برداشت من از زندگي بود! برداشتم اين بود كه اگه بابام هميشه به مامان بعد از اين همه سال ميگه دوستت دارم فقط يك وظيفه است و براي رفع تكليف ميگه!
برداشتم اين بود كه هيچ دختري ارزش دوستي بيشتر از دو ماه را ندارد!
برداشتم اين بود كه دوست بايد جونشو براي تو بده ولي تو ميتونه به راحتي زير ابشو بزني!
برداشتم اين بود كه اگه يك دختر بيچاره به من ميگه دوستت دارم ، يك احتياج ديگه داره!
برداشتم .......................... .
ولي اينطوري پيش نرفت خلاصه كسي هم پيدا شد كه منو آدم كرد!واقعا ازش ممنونم و تا عمر دارم فراموشش نمي كنم.يكسال بعد از دوستي باهاش ديگه من خيلي فرق كرده بودم ولي بازهم كمي از اون افكار در سرم بود!!
و گاهي لائي ميكشيدم! تا اينكه سه سال گذشت يك اتفاقي افتاد كه نمي تونم بگم ولي خوب خيلي تاثير داشت.
شايد خواست خدا بود تا من بشم مثل حالا كمي بهتر از قبل!!!(ولي كمي واژه اي زياد مناسب نيست بهتره بگم خيلي زيـــــــــــــــــــــاد)
...................................................................................
بچه ها خوابتون برد، ببخشيد اين حرفها رو زدم ، اگه خوشتون نيامد پاكش كنيد ولي اين يك حقيقته.
...................................................................................
.................(سكوت)
ادامه دارد................
+ . ; ۸:٥٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()