من و تو

فصل دوم

برداشت من از زندگی


برداشت من حالا از زندگي اينه:
زندگي مسيريه كه بايد گذشت و بايد تجربه كرد همه چيز رو، خوب و بد ، زشت و زيبا و ........
الان شايد(شايد؟حتما) معني عشق اون چيز مسخره كه فبلا فكر ميكردم نيست، ميدونم فراتر از يك نياز و حس هست.
الان معني حرفهاي بابام رو درك ميكنم، ديگه با اون ديد به يك دختر نگاه نمي كنم ، واقعا همه برام قابل احترامن حتي اون كسي كه منو اذيت كرده ،آره بايد ديدمون خيلي مثبت باشه تا بتونيم ادامه بديم.
الن برداشت من از زندگي خيلي فرق كرده،
برداشتم اينه كه هر كسي براي خودش ارزشي داره كه شايد ما درك نمي كنيم و هر كسي چيزي داره كه مي تونه به من هم ياد بده و من هم ازش ياد بگيرم.
برداشتم اينه كه براي دوستي هام ارزش قائل بشم و به همشون احترام بذارم چون بهترين دوران همين الانه شايد يكروز نتونم بعضي هاشون رو ببينم(اين فكر دل منو آزار ميده) پس واسه چي ناراحتشون كنم؟
برداشتم اينه كه از حرفهاي ديگران برداشت سوء نكنم هر چند كه گاهي آنها هدفشان همينه ولي مهم نيست بايد همه چي رو با ديد خوب ديد.
الان هم ميگه:
((زندگي خونه كوچيكي، كه بايد تجربه كرد ، دوست داشت و احترام گذاشت و احترام ديد!!!))
اصلا هم با بعد كاري ندارم چون حال وسط گذشته و آينده هست و هميشه نقطه صفر!!!
----------------------------------
بچه ها فصل سوم و چهارم ميمونه براي 30 سال ديگه ، حتما بياييد و بخونيد!!!
----------------------------------
سكوت ديگه دواي درد ما نيست!!!
----------------------------------
قربان همه دوستهاي خوبم كه به فكر من هستن برم(6 تا)
00 احسان00

+ . ; ٧:۳٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()