من و تو

امیر:

فیلسوف جان من نظرم کاملا با تو متفاوت هست و در واقع کاملا نظرم مخالف اون چیزی هست که تو گفتی... نمی خوام زیاد وارد بحثش بشم چون از موضوع اصلی دور می شیم خلاصه می گم...(از اینجا به بعد همش نظر شخصیم هست) عشق کاملا انتخابی هست و حتما باید برای عشق و یا دوستی معیار داشت.... دقیقا این طور هست که ما باید از روی عقل دوست داشتن رو انتخاب کنیم... مگه می شه بدون فکر دوست پیدا کرد یا عاشق شد... ما حتی برای چیزهای پیچیده ای مثل درک زیبایی هم برای خودمون معیار داریم... اگه قرار عشق معیار نداشته باشه چی میشه که یکی از بین این همه آدم یه دفه عاشق یه نفر می شه؟؟.... اگه که قرار عشق دفعه ای باشه و از روی فکر نباشه پس اختیار آدما چی می شه؟؟ اینو قبلا هم گفتم که عشق رو ما انتخاب می کنیم نه اینکه انتخاب بشیم.... همون طور که انتخاب می کنیم که شاد یا غمگین باشیم....اصلا من می گم عشق و عقل دو مطلب جدا از هم نیستند.. حالا اگه بازم کسایی هستند که بدون فکر عاشق می شن تقصیر خودشونه مثل کسایی که بدون فکر عصبانی می شن.... البته بعضی ها هم ممکنه که در عشق شرطی شده باشن... مثل همون مورد قشنگی که "سمیرا جان" اشاره کرد که چرا ما یاد نگرفتیم که تا یکی رو می بینیم که فلان و بهمانه عاشقش نشیم... این دقیقا همین شرطی شدن هست که من خیلی نوع بیانشو دوست داشتم.... پس این طوری می گم که: ما عاقلیم و می توانیم از روی اراده و فکر انتخاب کنیم که عاشق هم باشیم. اینم تحلیل من از موضوع بود.
خوب می بخشید از موضوع یه کم دور شدم... راستش می خواستم در مورد معیارها و انتظاراتم هم بنویسم ولی دیدم من کلی معیار دارم که هنوز کسی در موردش حرف نزده و خوب اگه راسته راستش رو هم بخواهین یه کمم ترسیدم در موردش بنویسم!!!!! ولی حتما در آینده در موردش می نویسم.... ولی بازم دوست دارم شما بیشتر در این مورد حرف بزنید.
ممنونم.
امیر.
امشب هم اضافه کاری داشتم... ساعته این نوشته رو ببینید!!!
+ . ; ۳:۱٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸۱
comment نظرات ()