من و تو

سمانه

عشق ! حسي كه از ازل تا ابد ادمي درگيرش است و پايان ندارد ! اما اونقدر شيرينه كه حلاوتش با هيچ چيز برابر نيست ! يه عاشق وقتي كه عشق توي دلش بروز مي كنه پر مي شه از احساس و خالي از عقل و منطق ( منظورم بعد از عشق است نه قبل!) و توي بدني كه احساس حاكمه تنها چيزي كه جلوه مي كنه قلبه! و يه عاشق تنها تكه مهم وجودش را هديه مي ده به معشوق ! و اين اغاز عشقه ! پس يه عاشق هيچ وقت ترس و واهمه اي نداره از اينده ,چون چيزي نداره توي وجودش كه براش مهم باشه,يه قلب بود كه اونهم به باد فنا (كه براي اون زندگي 2باره است) داده!خب پس امير شجاعت ثمره عشقه!پس از اين بابت نگران نباش ! اما ......
اگر از همون اول اشنايي با يه " تو" بهش حالي كرد كه اقا من فقط و فقط مي خواهم مثل 2 تا دوست باشيم نه بيشتر و بعدش هم با رفتارت بهش نشون بدي كه از دوستي با اون نه جسمشو مي خواهي نه حركاتشو و فقط به اون تكه مغزي كه توي كله ي مباركه نظر انداختي و كم كم اونهم حاليش مي شه كه با كي دوسته! اگر از همون اول بهش بگي كه اقا هدف تو از دوستي با من چيه ! و خودتم هدفتو بگي و صادقانه جلو بري كار راحت تره! درسته ممكنه اون بهت دروغ بگه,ممكنه با وجود همه اين شرايط اون باز راه خودشو بره اما به نظر من توي همين موارده ابتدايي است كه ادم طرفشو مي شناسه! مي فهمي؟ اين جمله را 2باره تكرار مي كنم چون برام خيلي مهمه " به نظر من توي همين موارده ابتدايي است كه ادم طرف مقاباش را مي شناسه!" مي دوني وقتي هدفت از يه كاري معلوم باشه در واقع نيت اون عمل مشخص مي شه و اين نصف عمله و شايد مهمترين جز عمل! با دانستن اينكه طرف مقابلت چه هدفي از رفاقت با تو داره تا حد زيادي مي شه به افكار و منطق و طرز ديدگاهش به اين موضوع پي برد!حالا بگذريم كه اغلب كلمات كليشه اي شده و تكراري اما" هر چه از دل بر ايد بر دل نشيند."
خب اين از اين! نظرت چيه؟ بقيه حرفهامو بعدا مي گم!!!!
+ . ; ٩:٤٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ شهریور ،۱۳۸۱
comment نظرات ()